الشيخ رسول جعفريان
177
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و عبادت او را ضعيف كرده و چهرهء او را تغيير داده و جسم او را لاغر كرده بود . . . آيا تو كسى نيستى كه مدّعى اخوّت زياد بن سميّه شدى ؟ فردى كه در فراش عبيد ، عبد ثقيف به دنيا آمده و گفتى كه او فرزند پدر توست ؛ در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده بود : « فرزند به دنيا آمده از آن كسى است كه در فراش او متولّد شده و زانى بايد سنگسار شود » . تو سنّت پيامبر را ترك كرده و با فرمان او عمدا مخالفت كردى و بدون هدايت الهى به دنبال هواى خود رفتى . بعد از آن زياد را به بصره و كوفه مسلط كردى ، در حالى كه او دستهاى مسلمين را قطع كرده ، چشمان آنها را نابينا نموده و آنها را به شاخههاى نخل آويزان مىساخت . آيا تو قاتل آن دو حضرمى منسوب به حضر موت - نيستى ؟ كسانى كه زياد به تو نوشت آنها بر « دين على » هستند ؛ و تو به او نوشتى كه ، هر كس را بر دين و رأى على است بكش . او نيز به فرمان تو آنها را كشته و مثله كرد ، آيا جز آن است كه دين على همان دين محمد صلّى اللّه عليه و آله است ؛ كسى كه پدر تو با او مبارزه مىكرد . دينى كه باعث نشستن تو در جايگاه او شده و اگر نبود ، بهترين فضيلت تو تحمّل مشقتبار سفر زمستانى و تابستانى براى به دست آوردن خمر بود . . . من براى خود و دين خود چيزى را بالاتر از جهاد با تو نمىدانم . اگر آن را انجام دهم به پروردگار نزديك شدهام و اگر انجام ندهم ، بايد به سبب گناه و كوتاهى در آن از خداوند استغفار كنم . . . اى معاويه ! بشارت باد تو را به قصاص - به خاطر قتل حجر - يقين كن و بدان براى خداى كتابى است كه هر گناه كوچك و بزرگى در آن ثبت مىشود . آرى خداوند تو را به خاطر اين كه با گمان بد به مردم ، آنها را گرفته و با شبهه و تهمت به قتل رسانده و مردم را وادار به بيعت براى فرزند سفيه شرابخوار و سگباز مىكنى ، فراموش نمىكند . من براى تو جز اين نمىگويم كه تو در حق خود خسران كردى . دينت را ضايع كردى و امانتى را كه در دست دارى مورد سوء استفاده قرار دادى و رعيت خود را گول زده و جايگاهت را پر از آتش